حراج محصولات پرفروشترین
محصول سایت به مدت یک هفته
دستـگاه تـرک سیـگار الکتـرو اسـموک

بهترین هدیه برای کسی که دوستش دارید
100 درصـد تضمینی و دارای یک ســال گارانتـــی
تعویض
بهتریــن وسیلـه بـرای تـرک سیــگار ،
بـــدون عــوارض و بسیــــار راحــت
قـیمـت با تخفیف ویژه فــقــط : 17000
تــومـان
برای دیدن
توضیحات و تصاویر بیشتر کلیک کنید
34000
تومان
قیمت جدید : تنها
17000
تومان!
امروز مجموعه اس ام اس خنده دار و سرکاری رو براتون
قرار دادیم که شامل تعداد بسیار زیادی پیامک خنده دار و سرکاری میباشد امیدواریم از
این اس ام اس های خنده دار و سرکاری زیبا لذت ببرید.

.: به ادامه متن مراجعه فرمایید :.
رفیق غضنفر
باباش مرده بوده هی بی تابی میکرده .دوستاش بهش میگن برو دلداریش بده.میره پیشش
میگه: ناپلون رو که میشناسی؟ اینهمه جنگ و فتوحات کرد آخر مرد.انیشتنم که
میشناسی؟اینهمه کشف و اختراع کرد اخرش مرد.بابای تو که هیچ گهی نبود تو اینقدر براش
بی تابی میکنی.
-------------------------------
گوشه ای از نامه
عاشقانه غضنفر به زنش : بدون توي دنيا يه قلب هست كه فقط براي تو ميتپه اونم قلب
خودت .
-------------------------------
وقتي زنت خونه نيست چه كار
ميكني؟ استراحت. وقتي هست چي؟ استقامت
.
-------------------------------
غضنفر عينكش را دور دستش می
چرخونه بعد میزنه چشش، سرش گیج میره میخوره
زمین!
-------------------------------
يه چوب كبريته سرش رو مي
خوارونه آتيش مي گيره .
-------------------------------
قاضی: شکایت
شما از این اقا اینه که به شما گفته: احمق ، بیشعور ، نفهم...
شاکی: بله.عین
حقیقته.
قاضی:پس اگه عین حقیقته چرا شکایت
کردی؟
-------------------------------
به غضنفر ميگن چرا ميري
سربازي؟ ميگه والا فقط به خاطر مرخصي
هاش
-------------------------------
غضنفر ميميره، ميبرنش بهشت.
دو سه روز ميگذره، يك روز ميان ازش ميپرسند كه همه چي ميزون هست يا نه، ميگه:
والله همه چيز عاليه، فقط كمي هوا سرده! ميبرنش دم مرز جهنم كه يخرده گرماي جهنم
بخوره بهش، كه گرم شه. دوباره بعد از چند روز ميان ميپرسند: خوب اوضاع
چطوره؟
ميگه: والله همهچي خوبه، ولي هنوز يه ذره سوز مياد! ميگن بابا تو اصلا"
لياقت بهشت رو نداري، ميندازنش تو جهنم! بعد از چند روز ميان، ميپرسند: خوب
بالاخره گرم شدي؟ ميگه: والله اينجا بهتره، ولي هنوز هم يه ذره سوز مياد! شاكي
ميشند ميندازنش طبقه هفتم جهنم، تو مركز آتيش. چند روز ميگذره ، ميان بهش سر
بزنن ببينيند اوضاع احوالش چطوره. تا درو باز ميكنند، غضنفر داد ميزنه: داداش اون
درو ببند، يخ كرديم .
-------------------------------
غضنفر داشت
آب جوش ميريخته توي باغچه! بهش ميگن: چرا آب جوش ميريزی تو باغچه؟؟ ميگه: آخه چاي
كاشتم.
-------------------------------
غضنفر داشت دنبال جاي پارك
مي گشته اما پيدا نمي كرد! در همون حال گشتن به خدا ميگه: خدايا اگه يه جاي پارك
برام پيدا كنيا من نماز مي خونم، روزه مي گيرم كه يه دفعه يه جاي پارك مي بينه و به
خدا مي گه! خدا جون نمي خوادخودم پيدا كردم
.