حراج محصولات پرفروشترین
محصول سایت به مدت یک هفته
دستـگاه تـرک سیـگار الکتـرو اسـموک

بهترین هدیه برای کسی که دوستش دارید
100 درصـد تضمینی و دارای یک ســال گارانتـــی
تعویض
بهتریــن وسیلـه بـرای تـرک سیــگار ،
بـــدون عــوارض و بسیــــار راحــت
قـیمـت با تخفیف ویژه فــقــط : 17000
تــومـان
برای دیدن
توضیحات و تصاویر بیشتر کلیک کنید
34000
تومان
قیمت جدید : تنها
17000
تومان!
يک برنامهنويس و يک مهندس در يک مسافرت طولانى
هوائى کنار يکديگر در هواپيما نشسته بودند. برنامهنويس رو به مهندس کرد و
گفت: مايلى با همديگر بازى کنيم؟ مهندس که ميخواست استراحت کند محترمانه
عذر خواست و رويش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روى خودش کشيد.
برنامهنويس دوباره گفت: بازى سرگرمکنندهاى است. من از شما يک سوال
ميپرسم و اگر شما جوابش را نميدانستيد ۵ دلار به من بدهيد. بعد شما از
من يک سوال ميکنيد و اگر من جوابش را نميدانستم من ۵ دلار به شما
ميدهم. مهندس مجدداً معذرت خواست و چشمهايش را روى هم گذاشت تا خوابش
ببرد. اين بار، برنامهنويس پيشنهاد ديگرى داد. گفت: خوب، اگر شما سوال
مرا جواب نداديد ۵ دلار بدهيد ولى اگر من نتوانستم سوال شما را جواب دهم
٥٠ دلار به شما ميدهم. اين پيشنهاد چرت مهندس را پاره کرد و رضايت داد که
با برنامهنويس بازى کند.
برنامهنويس نخستين سوال را
مطرح کرد: «فاصله زمين تا ماه چقدر است؟» مهندس بدون اينکه کلمهاى بر
زبان آورد دست در جيبش کرد و ۵ دلار به برنامهنويس داد. حالا نوبت خودش
بود. مهندس گفت: «آن چيست که وقتى از تپه بالا ميرود ۳ پا دارد و وقتى
پائين ميآيد ۴ پا؟» برنامهنويس نگاه تعجب آميزى کرد و سپس به سراغ
کامپيوتر قابل حملش رفت و تمام اطلاعات موجود در آن را مورد جستجو قرار
داد. آنگاه از طريق مودم بيسيم کامپيوترش به اينترنت وصل شد و اطلاعات
موجود در کتابخانه کنگره آمريکا را هم جستجو کرد. باز هم چيز بدرد بخورى
پيدا نکرد. سپس براى تمام همکارانش پست الکترونيک فرستاد و سوال را با
آنها در ميان گذاشت و با يکى دو نفر هم گپ (chat) زد ولى آنها هم
نتوانستند کمکى کنند.
بالاخره بعد از ۳ ساعت، مهندس را
از خواب بيدار کرد و ٥٠ دلار به او داد. مهندس مودبانه ٥٠ دلار را گرفت و
رويش را برگرداند تا دوباره بخوابد. برنامهنويس بعد از کمى مکث، او را
تکان داد و گفت: «خوب، جواب سوالت چه بود؟» مهندس دوباره بدون اينکه
کلمهاى بر زبان آورد دست در جيبش کرد و ۵ دلار به برنامهنويس داد و رويش
را برگرداند و خوابيد ...