New Page 1

برای دیدن تعرفه های تبلیغاتی فوق العاده و مکان های ویژه تبلیغاتی جزیره پی سی اینجا را کلیک کنید

 

فروش ويژه ليزر انگشتري بيمز - Beams

پديده سال 2012 را به انگشتان خود ببنديد و ديگران را حيرت زده نماييد! نوشته ها و اشکال مورد علاقه خود را در فضا رسم کنيد، فقط کافيست دست خود را حرکت دهيد تا امواجي از رنگ ها با حرکت دست شما در فضا رسم شود...

قيمت : 12000 تومان


فروش ويژه فاير تاير - Fire Tire

درخشش آتش در لاستيك اتومبيل، موتور سيکلت يا دوچرخه شما! با فايرتاير به اتومبيل خود جلوه فوق العاده زيبايي دهيد و نگاه هاي يک شهر را برباييد ...

ويزگي هاي فاير تاير:
- کيفيت فوق العاده بالا با نور افشاني بي نظير
- قابل استفاده در اتومبيل، موتور و دوچرخه
- داراي سنسور هوشمند
- ضد آب و گرد و خاک
- داراي نوري شفاف و يک دست
براي مشاهده توضيحات و تصاوير بيشتر اين محصول اينجا را کليک کنيد ...

قيمت :12800 تومان

 


حراج محصولات پرفروشترین محصول سایت به مدت یک هفته

دستـگاه تـرک سیـگار الکتـرو اسـموک

بهترین هدیه برای کسی که دوستش دارید

100 درصـد تضمینی و دارای یک ســال گارانتـــی تعویض

بهتریــن وسیلـه بـرای تـرک سیــگار ، بـــدون عــوارض و بسیــــار راحــت

قـیمـت با تخفیف ویژه فــقــط : 17000 تــومـان

برای دیدن توضیحات و تصاویر بیشتر کلیک کنید

34000 تومان

قیمت جدید : تنها 17000 تومان!

khariid

 

ماجرای مهندس زبل و برنامه نویس

يک برنامه‌نويس و يک مهندس در يک مسافرت طولانى هوائى کنار يکديگر در هواپيما نشسته بودند. برنامه‌نويس رو به مهندس کرد و گفت: مايلى با همديگر بازى کنيم؟ مهندس که مي‌خواست استراحت کند محترمانه عذر خواست و رويش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روى خودش کشيد. برنامه‌نويس دوباره گفت: بازى سرگرم‌کننده‌اى است. من از شما يک سوال مي‌پرسم و اگر شما جوابش را نمي‌دانستيد ۵ دلار به من بدهيد. بعد شما از من يک سوال مي‌کنيد و اگر من جوابش را نمي‌دانستم من ۵ دلار به شما مي‌دهم. مهندس مجدداً معذرت خواست و چشمهايش را روى هم گذاشت تا خوابش ببرد. اين بار، برنامه‌نويس پيشنهاد ديگرى داد. گفت: خوب، اگر شما سوال مرا جواب نداديد ۵ دلار بدهيد ولى اگر من نتوانستم سوال شما را جواب دهم ٥٠ دلار به شما مي‌دهم. اين پيشنهاد چرت مهندس را پاره کرد و رضايت داد که با برنامه‌نويس بازى کند.



برنامه‌نويس نخستين سوال را مطرح کرد: «فاصله زمين تا ماه چقدر است؟» مهندس بدون اينکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جيبش کرد و ۵ دلار به برنامه‌نويس داد. حالا نوبت خودش بود. مهندس گفت: «آن چيست که وقتى از تپه بالا مي‌رود ۳ پا دارد و وقتى پائين مي‌آيد ۴ پا؟» برنامه‌نويس نگاه تعجب آميزى کرد و سپس به سراغ کامپيوتر قابل حملش رفت و تمام اطلاعات موجود در آن را مورد جستجو قرار داد. آنگاه از طريق مودم بيسيم کامپيوترش به اينترنت وصل شد و اطلاعات موجود در کتابخانه کنگره آمريکا را هم جستجو کرد. باز هم چيز بدرد بخورى پيدا نکرد. سپس براى تمام همکارانش پست الکترونيک فرستاد و سوال را با آنها در ميان گذاشت و با يکى دو نفر هم گپ (chat) زد ولى آنها هم نتوانستند کمکى کنند.



بالاخره بعد از ۳ ساعت، مهندس را از خواب بيدار کرد و ٥٠ دلار به او داد. مهندس مودبانه ٥٠ دلار را گرفت و رويش را برگرداند تا دوباره بخوابد. برنامه‌نويس بعد از کمى مکث، او را تکان داد و گفت: «خوب، جواب سوالت چه بود؟» مهندس دوباره بدون اينکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جيبش کرد و ۵ دلار به برنامه‌نويس داد و رويش را برگرداند و خوابيد ...


پاسخ دهید